أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 40
قانون ( فارسى )
سپس علم حساب و رياضى است كه بحث در آن ، مربوط به امور مجرد از مادّه است و فقط ذهنى ( علم أوسط ) ؛ آنگاه « علم طبيعى » است كه به امور متعلق به مادّه ، چه در صورت ذهن و چه خارج از آن ، مىپردازد ( علم أدنى ) . تقسيمات در علوم عملى نيز به سودمندى و فايدهء عملى كه بدان پرداخته مىشود ، بستگى دارد كه به آن « حكمت عملى » گفته مىشود . « 1 » « عمل » در اينجا همان « سلوك » است ، فردى يا اجتماعى و مقصود از آن ، رسيدن به سعادت دنيوى يا اخروى است . علوم عملى نيز خود بر سه دستهاند : 1 . علم اخلاق ، مربوط به زندگى شخصى ؛ 2 . علم تدبير منزل ، مربوط به خانواده ؛ 3 . علم سياست ، مربوط به مصالح جامعه يا گروهى از مردم كه از برخى جهات با يكديگر اشتراك و پيوند دارند و بههرحال در يك جامعه زندگى مىكنند . اينگونه طبقهبندى ، آشكارا تحت تأثير فلسفهء يونان است ، بهويژه فلسفهء ارسطو و در آثار عقلى حكماى مسلمان نيز مىتوان آن را پى گرفت . طبقهبندى دوم : در اينگونه طبقهبندى ، علوم برحسب ارتباط مستقيمشان به هدف اصلى مورد توجه هستند ؛ بدين معنى كه در برخى موارد ، مقصود از آغاز ، رسيدن به هدفى معين است ، ولى براى رسيدن به آن ، از علم يا علوم ديگر استفاده مىشود ؛ مثلا در حكمت نظرى يا علوم شرعى ، شناخت و معرفت اصل هستند و ديگر علوم مانند صرف و نحو و غيره براى فهم مطالب به يارى يك طالب علم مىآيند . در واقع ، ممكن است يك علم فى نفسه « وسيله » نباشد ، بلكه براى رسيدن به علمى ديگر ، همچون « وسيله » به كار گرفته شود ، مانند ادبيات كه براى فهم متون فقهى يا فلسفى آموزش آن لازم و واجب است ، يا علم منطق كه طالب علم را متوجه اهميت نظم ذهنى و گفتارى مىگرداند . « 2 » طبقهبندى سوم : در اين طبقهبندى ، دانشها به علوم اسلامى و غير اسلامى يا بيگانه تقسيم مىشوند . مقصود از علوم اسلامى ، علومى است كه بهطور خالص برخاسته از تفكر مسلمانان است و ديگران
--> ( 1 ) . پيشين ، ج 2 ، ص 676 . ( 2 ) . تهانوى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، قاهره ، 1963 ، ج 1 ، ص 16 .